غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
140
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
را بر تخت سلطنت نشاندند و مجلس بزم و نشاط و بساط عيش و انبساط آراسته مصراع زر و گوهرش بر سر افشاندند و بايدو بعد از چند روز كه بشرب مى ارغوانى و استماع الحان و اغانى قيام نمود روى بسرانجام مهام سلطنت آورده منصب امير الامرائى را بطغاجار داد و خواجه صدر الدين احمد را از وزارت معاف داشته زمام آن مهم را در كف كفايت خواجه جمال الدين دستجردانى نهاد و ايضا حكومت روم و ديار بگر را بطغاجار ارزانى داشته حكم فرمود كه صدر جهان متوجه ضبط آن مملكت گردد و تومانات عراق عجم را بطولاداى عنايت كرده قنجقبال را حاكم شبانكاره ساخت و اوقاف ممالك محروسه را از مؤنات ديوانى ترخان گردانيده در آن باب نشانها به اطراف ولايات فرستاد و از نواب كيخاتو آقبوقا و تايجورا بياسا رسانيده حسن را بجان امان داد و آيت قلى را كه در مجلس آلاتاق بفرمان كيخاتو او را در مستى مشتى زده بود بحضور طلبيده مخاطب گردانيد ايت قلى جواب داد كه چون در آنزمان كيخاتو خان بر مسند سلطنت تمكن داشت اگر مرا بقتل برادر يا پسر خود مامور ساختى شرايط اطاعت بجاى مىآوردم تا بضرب و شتم چه رسد امروز نيز بنده و خدمتكار پادشا هم اگر گناه بنده عفو فرمايد به همان دستور انقياد احكام او را بر ذمهء همت خود لازم دانم بايدو اين جواب را پسنديده آيت قلى را در سلك مقربان منتظم گردانيد و هم در اوايل ايام پادشاهى بايدو غازان خان بن ارغون خان باتفاق امير نوروز غازى رايت خلاف افراخته متوجه آذربايجان گرديد و بايدو مغلوب شده از شربتى كه بكيخاتو چشانيده بود جامى لبالب دركشيد مدت حكومتش هشت ماه بود و قتلش نيز در حدود تبريز روى نمود . ذكر مبادى احوال شهزاده غازان كه نهالى بود در چمن سرافرازى و بيان وقايعى كه روى نمود ميان آن جناب و امير نوروز غازى خامهء پاكيزه تقرير وزير ارسطو ضمير خواجه رشيد الدين فضل اللّه در جامع التواريخ چنين تحرير فرموده كه ولادت همايون شاهزاده غازان بن ارغون خان در شب جمعه بيست و نهم ربيع الاخرى سنهء سبعين و ست و ستمائه در سلطان دوين مازندران بطالع عقرب اتفاق افتاد و چون آثار دولت و شهريارى از بشرهء آن درى اوج كامكارى ظاهر و هويدا بود ارغون خان مبتهج و مسرور گشته به ترتيب اسباب جشن و سور فرمان داد بيت يكى جشن فرمود بازيب و ساز * كه در وصف آن قصه گردد دراز و غازان تا سه سالگى در حجر عطوفت مادر و پدر بسر برد آنگاه آباقا خان آن نبيره دولتمند را طلبيده به بولغان خاتون سپرد و در سنهء ثمان و سبعين و ستمائه كه اباقا خان جهة دفع شر لشگر قراوناس متوجه خراسان بود در ميان سمنان و دامغان طرح شكار انداخته در آن صيدگاه غازان آهوئى را به تير زد و چون در آن زمان شهزاده هشت ساله بود اين معنى موجب تعجب شاه و سپاه گشته اباقا خان چنانچه رسم مغولان است براى